مورخ 24مرداد 98 کارگاه ایمنی و اطفاء حریق در کتابخانه با شرکت اعضا برگزار گشت در این کارگاه که قرار بود توسط یکی از پرسنل آتش نشانی آموزش های لازم را به اعضا داده شود به دلیل عدم هماهنگی امکان پذیر نگشت و توسط کتابدار و طبق جزو دوره اطفاء حریق ابتدا درباره انواع آتش سوزیها بحث شد بیشتر بصورت داستان وار که مثلا رفته اید مدرتون بیرون شیری روی گاز گذاشته یادش رفته زیرش خاموش کنه وقتی برمیگردید میبینید بوی گاز میاد چیکار میکنید؟ و امثال این موارد و سپس کپسول آتش نشانی آشنا شدند و بعد در حیاط کتابخانه اتشی روشن و خاموش کردن البته از شیلنگ آب به جای کپسول استفاده شد به دلیل ینکه کپسول تازه شارژ شده بود

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

جمع خوانی و معرفی هدهد سفید با شرکت اعضا برگزار گشت در این جلسه از جلد دوم  هدهد سفید ابتدا قصه مسابقه دروغ بزرگ که داستان پادشاهی بودکه گفته بود هر کس بزرگترین دروغ را بگوید دامادش میشود .دروغ های بسیاری گفته شد اما از نظر او بزرگترین نبود و همه کسانی که آن دروغ ها را گفتند مردند تا اینکه یک پسر کچل ژنده پوش بزرگترین دروغ را گفت اون گفت سالها پیش مهتری میکردم یکبار بار زیادی رو روی دوش خروس گذاشتم و خودم هم سوارشدم بقچه انگوری هم داشتم از آن میخوردم مقصد اول که پیاده شدم دیدم پشت خروس زخم شده روی زخم سیاه دانه زدم از ان هنداونه سبز شد داخل هندوانه چهار فصل رو میشد دید خلاصه دروغش انقدر بزرگ بود که پادشاه و اطرافیان باور کردند و پادشاه موند که چطور با این مرد وصلت کنه برای همین گفت فردا هرچه بگوید میگویم راست است دروغ نیست فردا مرد جوان امد و گفت که پدر مرده و گفته که پدرشما به اون 100000دینار بدهکار بوده و من باید اون رو از شما بگیرم پادشاه موند که اگر بگه دروغه باید دخترش رو بده اگر بگه راسته باید همه چیزش رو بده برای همین قبول کرد که دروغ هست و دختر پادشاه و اون مرد سالیان با هم به خوبی و خوشی زندگی کردند.

بعد نظراتی که درباره کتاب داده اند خوانده شد و خاطرات اولین روز و خاطرات همکاران در سفر سیل و بعد اعضا خاطره اولین روز ورودشون به کتابخونه رو نوشتند خاطراتی که برای من بسیار جالب بود چرا که مشخص کرد چه چیزهایی کودکان و نوجوانان رو در اولین ورودشون جذب میکنه تااون بخش ها رو تقویت کنم

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

مسابقه کاردستی 19 و 22 مرداد به مناسبت اعیادقربان تا غدیر با شرکت اعضا برگزار گشت

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

مورخ 17 مرداد 98 کارگاه طبیعت وآلودگی با شرکت اعضای نوجوان کلاس هفتمی برگزار گشت  این کارگاه  با محوریت کتاب محیط زیست وآلودگی که در قالب داستانهای فلسفی به موضوع آلودگی ها پرداخته  بود بعد از اینکه درباره محیط زیست و زباله ها و آلودگی ها بحث شد داستانی از این کتاب هم جمع خوانی و درباره آن بحث گشت

 



تاريخ : یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

9مرداد 98کارگاه نقاشی با همکاری کانون پرورش فکری کودکان با شرکت 19نفر از اعضا برگزار گشت. در این کارگاه کودکان آرزوهایشان را نقاشی کردند

 

 

ابزارک تصویر



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

14 مرداد کارگاه کاردستی با نمدباشرکت 20نفر از اعضای کودک کتابخانه برگزار گشت.در این کارگاه پیشرفت در کار بچه ها بخوبی مشاهده میشد . حوصله ای که به خرج میدادند و شیوه دوخت و برش و... بسیار عالی بود

 

 



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

13مرداد 98 بشرکت جمعی از اعضای کودک جلسه دیگری از سلسله جلسات قصه های قرانی برگزار گشت در این جلسه به قصه حضرت موسی پرداخته شد از چگونگی دنیا آمدن تا معجزات و سفرش ب قوم بنی اسرائیل و سامری و گوساله اش و غیره

 

 



تاريخ : سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

پخش انیمیشن برای کودکان 10مرداد98 چند انیمیشنی از کلیله و دمنه نمایش داده شد تا کودکان با قصه کتابها بصورت تصویری نیز ارتباط برقرار کرده وهمچنین به دلیل نبود سینما حداقل بتوانند دور هم یک انیمیشن ببیند و از لذت تماشای جمعی بهره ببرند

 

 



تاريخ : سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

مهربانی در مهر طرحی از طرف نهاد کتابخانه های عمومی که تا 30مرداد مهلت دارید

کودکان و نوجوانان مناطق سیل زده را در شادی اول مهرو آغاز سال تحصیلی خود شریک کنید

#من بخندم دوستم نه مگر میشود؟

 

 



تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

کاردستی با گوش پاک  کن در این کارگاه چند نوع کاردستی که با گوش پاک کن میشه ساخت آموزش داده شد مثل میزو صندلی ، مثل خرگوش، مثل جوجه تیغی، مثل گل و از بچه ها خواسته شد که شروع کنند به ساختن اما بچه ها تنبلی کردند و نبود قیچی اضافه و چسب بهانه ای شد فقط فاطمه جان میزو صندلی ساخت و ریحانه خانوم هم خرگوش بقیه نقاشی کشیدند با گوش پاک کن که الحق زیبا هم شد بخصوص درخت زهرای کوچولو شش ساله و گلهای مهمان کتابخانه بله دیروز هم مهمان داشتیم این روزها علاوه بر اعضا به مهمانهای اعضا که مهمانهای ما هم هستند خدمات ارائه میدهیم و اولین سوالم این هست که کتابخونه میری یا نه که اکثرا پاسخشون نه هست چرا که کتابخونه ها توی شهر ها مثل اینجا از بچه ها دور هستند یعنی خیلی از مناطق از کتابخونه محروم هستند و چقدر خوشبختند کودکان من که کتابخونه دارند خلاصه اینجا با یک روز امدنشون سعی میکنیم حداکثر بهره رو از کتابخونه ببرند و علاقه مندشون کنیم با قصه با معروفی کلی کتاب با کارتون با کاردستی با بازی فکری و بخصوص با نشون دادن اتاق بازیمون

 



تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

 3 مرداد 98 کلاس فلسفه و کودکان با شرکت 12نفر از نوجوانان و با محوریت کتاب فلسفه و کودکان و داستانهای ایرانی که داستانهایی با محتوای فلسفی هستند برگزار شد در این کلاس  فلسفه تعریف شد با کمک بچه ها و در آخر به این نتیجه رسیده شد که فلسفه فکر کردن عمیق درباره یک تفکر ، عقیده، سنت، وغیره هست .درباره عدد بحث شد که عدد چیست ؟ گفتند عدد مثلا 12 وچیزی که با آن شمارش انجام میدهیم وووو بحث شد بحث شد و آخر به این نتیجه رسیدیم که از صفر تا نه رقم هستند و بی نهایت عدد با این ارقام ساخته میشه اما شمارش از ذهن ما نشات میگیره یعنی در ذهن ما ثبت شده که ////این 4 تا است نه سه تا و سپس داستانی از سقراط گفته شد داستانی درباره شجاعت که از یک فرمانده که در جنگهای مختلف بوده درباره شجاعت میپرسه و اون میگه یعنی نترسیدن و اونقدر بحث میکنه سقراط آخر به این نتیجه میرسه که شجاعت یعنی در عین ترسیدن مقابله با مشکل یعد داستان زیبایی گقته شد و نظر بچه ها پرسیه شد و سپس داستان لاک پشتی که ماهی رو نمیشناخت و از کسی هم نمیپرسید گفته شد و از بچه ها خواسته شد تا نظراتشون رو بنویسند و درباره کار لاک پشت بحث شد.

 



تاريخ : شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |

یک ضرب المثل داریم که مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد باید اینگونه گفت که اعضای کتابخوان حرفه ای کتابدار را برسر ذوق می آورند و آن هم چه ذوقی

چهارشنبه دومین روز از دومین ماه تابستان به اتفاق جمعی از اعضای بشدت تشنه مطالعه کتابخانه پریخان( بماند که بعضی ها بدقولی کردند و نیامدند) از کتابخانه های مشگین شهر بازدید به عمل آمد و کتابهای فراوانی به امانت گرفته شد . کتابخانه اسدی اولین مقصد بود در این کتابخانه که بزرگترین کتابخانه شهر هم هست با استقبال گرم کتابدار شیفت عصر کتابخانه مواجه شدند و این صمیمیت کتابدار باعث شد بدون ترس و دلهره قفسه های کتابخانه زیروزو شوند و کتابهایی بیشماری انتخاب کنند اما جالب اینجاست که به رسم کتابخانه خودمان بدون صف بستن همه بر سر کتابدار ریختند برای ثبت کتابهایشان و جستجو ی کتابهای موجود در لیستی که در دست داشتند (بی نهایت سپاسگزار از خانم کتابدار مهربان که با صبر و حوصله  هم به سوالات نوجوانان پاسخ دادند هم در امانت کتاب سخت نگرفتند

مقصد دوم کتابخانه پرفسور محبوب کتابخانه ای کوچک که به دلیل مسئولی کوشا از نظر منابع غنی می باشد . اعضا بشدت از سکوت مطلق کتابخانه تعجب کردند چرا که این کتابخانه جایی هست که حتی صدای نفس هم به گوش میرسه اما کمی که یخمان باز شد کل کتابخانه زیرو روشد و من فقط به دنبال هر یک بودم که مبادا یک کتاب جابه جا شود اما جای همه کتابخوانها را خالی کردند و کلی کتاب خوب به امانت گرفتند طوری بود که پشیمان شدند چرا از اسدی کتاب کمی امانت نگرفتند که اینجا بتوانند زیاد امانت بگیرند کتاب ( ممنونیم از آقای کتابدار که همکاری کردند و اعضایی که بخاطر سروصدای ما از هنذفری استفاده کردند )

مقصد بعدی کتابخانه سعدالدین وراوینی بود کتابخانه ایی بزرگ و با صفادر این کتابخانه هم گشتند اما امانت نگرفتند جز یک یک نفر ولی از هواای زیبای عصرگاهی پارک کنار کتابخانه استفاده وافر بردند ( ممنونیم از آقای کتابدار این کتابخانه که سر زده هم رفتیم و مزاحم شدیم )

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۸ | | نویسنده : کتابدار |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.