چهارمین نشست کتابخوان کتابخوان میرزاقاسم پریخانی در مورخ 28 مرداد با حضور اعضای کتابخانه برگزار گشت در این نشست6 کتاب معرفی شد که در زیر اطلاعات آنها اورده شده هم چنین به بهانه معرفی کتاب خانواده اسلامی نوشته عیسی عیسی زاده توسط حجت الااسلام عبدالاسلامی درباره ویژگی های خانوادگی های اسلامی بحث شد
عنوان کتاب :خانواده قرانی
نویسنده:عیسی عیسی زاده
ناشر:بوستان کتاب
سال نشر 1390
معرفی کننده :ابوالفضل عبدالاسلامی
عیسی عیسی زاده متولد 1347 تخصص وی در فقه و اصول، تفسیر، کلام، علوم قرآنی، حقوق، علوم تربیتی، اخلاق و عرفان وی پژوهشگر علوم اسلامی می باشد از کتابهای وی می توان به برگزیده فرهنگ قران-پیام های قرانی –قران و راههای مقابله با جنگ نرم و همین کتاب خانواده قرانی اشاره کرد
کتاب “خانواده قرآنی؛ ویژگیها و وظایف اعضای آن” به قلم عیسی عیسی زاده نیز از سوی مؤسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد. کتاب خانواده قرآنی، به بررسی دیدگاه قرآن و روایات در مورد ابعاد مختلف زندگی افراد خانواده و وظایف آنها پرداخته است.
یکی از مهمترین پایگاههای فرهنگی ـ تربیتی که نسبت به دیگر پایگاهها نقشی کلیدی دارد و باید مورد توجه جدی قرار گیرد، کانون مقدس خانواده است که میتواند با آراسته شدن به ارزشهای قرآنی، تأثیری شگرف در جامعه و دیگر پایگاههای فرهنگی ـ تربیتی داشته باشد و با تربیت شخصیتهای کم نظیری همچون امام خمینی منشأ تحولاتی بزرگ در سرنوشت انسانها گردد و بستر تعالی معنوی بشر را فراهم آورد. متأسفانه این کانون مهم در عصر حاضر به سبب دسیسههای شیاطین و تهاجم جدی آنان، در معرض خطر قرار گرفته و دچار آسیبهای فراوانی همچون جدایی همسران، فراری شدن فرزندان و کم رنگ شدن ارزشهای اخلاقی شده است و تنها راه محفوظ ماندن این پایگاه اثر گذار از مشکلات یاد شده، تمسک به چراغ هدایت بخش آسمانی، یعنی قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام با اجرای دستورهای نجات بخش آنان در تمام زوایای زندگی است. اگر اعضای هر خانوادهای به وظایفی که از سوی خداوند برای آنها تعیین شده ـ چه وظایف فردی مثل اقامه نماز و روزه و چه وظایف جمعی مانند احسان و احترام به یکدیگر ـ عمل کنند، تمام مشکلات پیش روی آنها بر طرف خواهند شد و از گمراهیها و سرگردانیها نجات خواهند یافت.
کتاب خانواده قرآنی با اشاره به مطالب ذکر شده و با هدف تبیین وظایف و ویژگیهای یک خانواده قرآنی با بهره گیری از متن آیات نورانی قرآن و سخنان گران مایه اهل بیت علیهم السلام به شیفتگان معارف نورانی قرآن نوشته شده است.
این کتاب در چهار بخش: “کلیات”، “وظایف متقابل زن و مرد”، “مسئولیتهای پدر و مادر در برابر فرزندان” و “ویژگیهای فرزند صالح”، و ۲۴۷ صفحه تدوین گردید
عنوان کتاب :هزارو یک شب
نویسنده:عبدالطیف طسوجی
ناشر:انتشارات هرمس
سال نشر :1379
معرفی کننده:افسانه شیرعلی زاده
عبدالطيف طسوجي از فضلاي عهد فتحعليشاه و محمدشاه و اوايل عهد ناصري است. اين شخص مردي فاضل بوده و كتاب لغت برهان قاطع را كه داراي اغلاط فراوان مي باشد در زمان سلطنت محمدشاه اصلاح كرده است. لغات بياساس آن خاصه لغات (زند و پازند) را از آن درآورده و براي ساير لغات نيز شواهدي شعري از اساتيد به دست آورد. آن را در اوايل امر چاپ، در مطبع سنگي طبع نمود و نام او را برهان جامع نهاد. اين مرد فاضل اثري مخلد از خود برجاي نهاده و آن ترجمهي «الف ليله و ليله» است كه از عربي به فارسي شيرين و سليس و روان برحسب امر شاهزاده بهمن ميرزا كه شاگرد و تلميذ اين استاد بود ترجمه كرده است. حسن اين كتاب تنها اين نيست بلكه امتياز ديگري دارد و آن اين است كه شعرهاي اصل نسخهي عربي را به خواهش او ميرزامحمدعليخان شمسالشعرا متخلص به سروش، كه از شعراي بزرگ عصر اخير است به فارسي ترجمه كرده و سروده است. «الف ليله و ليله» كه امروزه آن را «هزار و يك شب» مينامند، مكرر در تبريز و تهران به چاپ سنگي به طبع رسيده در اين سنوات كتابخانه ي خاور با تصرفاتي آن را به طبع سربي چاپ كرده است.
هزار و یک شب مجموعهای از داستانهای افسانهای قدیمی هندی، ایرانی و عربی است که به زبانهای متعددی منتشر شدهاست.
شروع داستان هزار و یک شب به نقل از پادشاهی است ساسانی با عنوان شهرباز (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ ایرانی دانستهاند، که تحت تاثیر آثار هندی و عربی بودهاست. اینکه داستانهای هزار و یک شب مشخص و روشن باشند و تعداد آنها دقیقاً هزار و یک باشد چندان واقعی به نظر نمیرسد. اما داستانهای زیادی زیر نام هزار و یک شب نوشته شدهاست
عنوان کتاب :هشت کتاب
نویسنده:سهراب سپهری
ناشر :طهوری
سال نشر :1387
معرفی کننده:زهرا قهرمانی
سهراب سپهری در 15 مهر ماه 1307 در شهر كاشان به دنیا آمد..
اولین كتاب سپهری با نام "مرگ رنگ" در تهران منتشر شد كه به سبك نیما یوشیج بود.
سپهری دومین مجموعه شعر خود را با نام "زندگی خواب ها" در سال 1332 سرود و در همین سال بود كه دوره لیسانس نقاشی را در دانشكده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان رساند
از سال 1332 به بعد، زندگی سپهری در گشت و گذار و مطالعه نقاشی و حكاكی در پاریس، رم و هند و شركت در نمایشگاه ها و آموختن و تدریس نقاشی گذشت، تا جایی كه بعضی او را "شاعری نقاش" خوانده اند و بعضی دیگر "نقاشی شاعر".
سهراب در سال 1337 دو كتاب "آوار آفتاب" و "شرق انده" را آماده چاپ كرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و سرانجام در سال 1340 این دو كتاب به انضمام "زندگی خواب ها" زیر عنوان "آوار كتاب" منتشر شد..
دو شعر بلند "صدای پای آب" و "مسافر" پنجمین و ششمین كتاب های او هستند
در سال 1345 با انتشار شعر بلند "مسافر" كه یكی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل كرد.
"جحم سبز" هفتمین مجموعه شعری سپهری و كامل ترین آنها است...
هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری "ما هیچ، ما نگاه" است..
سپهری در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در "هشت كتاب" گرد آورد.
"هشت كتاب" نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی
عنوان کتاب :جان شیفته
نویسنده:رومن رولان
مترجم:محمود اعتماد زاده
ناشر :دوستان
سال نشر 1369
معرفی کننده:لیلا عبدالهی
رومن رولان، نويسنده فرانسوي و برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1915، نه تنها خالق رمان "ژان کريستف"بود، بلکه بيوگرافي هاي قطوري درباره مشاهير جهان از جمله: بتهوون، تولستوي، گاندي، هندل، گوته و غيره نيز نوشت. کتاب بيوگرافي او پيرامون بتهوون مثلا شامل 7 جلد است که در رابطه با زندگي هنرمندان و تاريخ موسيقي غرب نوشته شده. رولان غير از آن، نمايشنامه هايي با عنوان هاي: شکسپير، روبسپير و دانتون نوشت جان شیفته نیز اثر این نویسنده می باشد
جان شیفته رمانی است چهار جلدی از رومن رولان .
فضای داستان جان شیفته، فرانسه در ابتدای سده بیستم است و رمان وضعیت اجتماعی این دوران را برای خواننده به تصویر میکشد. از سوی دیگر، شخصیت اصلی داستان زنی به نام آنت ریوییر است و رولان در طول داستان چگونگی بیداری زنان فرانسه را شرح میدهد.
رومن رولان خود مینویسد: «قهرمان اصلی جان شیفته، آنت ریوییر به گروه پیشتاز آن نسل زنان تعلق دارد که در فرانسه ناگزیر گشت به دشواری، با پنجه در افکندن با پیشداوریها و کارشکنی ِ همراهان مرد خویش، راه خود را به سوی یک زندگی مستقل باز کند.
جان شیفته، سرگذشت زنی را نقل میکند که روحی شیفته و عاشق دارد و زندگیاش مانند نامخانوادگیاش، ریوییر (به معنای رودخانه) به رودی پرپیچ و خم و پرآب و غنی مانند است. جان شیفته با شیفتگی آنت ۲۴ ساله به پدرش و مرگ او آغاز میشود. در همین زمان آنت باردار میشود و ازدواج با پدر فرزندش را رد میکند. سپس خواهر ناتنیاش را کشف میکند و شیفته او میشود. جان شیفتهٔ آنت پس از آن عشق مادرانه را درمییابد. در جلدهای بعدی کتاب، آنت و پسرش، مارک ریوییر درگیر حوادث تاریخی فرانسه میشوند و «بدین سان، زندگی او (آنت) در دو سطح موازی پیش میرود. و دیگران جز زندگی رویی او را نمیشناسند. در آن زندگی دیگر، آنت همیشه تنها میماند. و این «زندگی دیگر»، جریان زیرین و ناپیدای رود، جان شیفته نام دارد
جان شیفته در ایران با ترجمه محمود اعتمادزاده (م.ا. بهآذین) منتشر شدهاست. او نخستین فصل این اثر را هنگام بازداشتش در زندان قصر ترجمه کرد و درباره آن گفتهاست ترجمه این اثر پیرم کرد. چه سالها که قطره قطره آب شدم و فرو ریختم
عنوان کتاب :مرگ در مرداب
نویسنده:ابراهیم حسن بیگی
ناشر :مدرسه
سال نشر :1381
معرفی کننده:افسانه علی عسگری
کیوان پهلوان به سال 1336 در یکی از روستاهای شهرستان گرگان متولد شد. او کلاس اول تا سوم را در دبستان «میرجرجانی» همان روستا و از چهارم ابتدایی تا دیپلم را در بندر ترکمن و گرگان به پایان رسانده است. حسن بیگی در سال 1359 در آموزش و پرورش استخدام می شود و پس از دو سال مدیر امور برنامه های رادیو گرگان می شود. سفر به کردستان در سال 1364، سرآغاز حرکت نوینی برای این نویسنده می شود. حاصل این سفر، دریافت حس و حالها و سوژه های داستانی خوبی برای وی می شود. بعدها این سوژه دستمایه بیشتر داستانهای کوتاه وی قرار می گیرد. حسن بیگی در سال 1364 وارد دانشگاه می شود و در رشته زبان و ادبیات فارسی (کارشناسی) به ادامه تحصیل می پردازد. وی در سال 1367 به دفتر انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش منتقل می گردد تا به عنوان کارشناس بخش داستان انتشارات «مدرسه» مشغول به کار شود.سفرهای پی درپی، از کودکی تا به حال برای این نویسنده حاصل خوبی داشته است، که بسیاری از آثار او را می توان حاصل سفرها و آشنایی اش با مردم نقاط مختلف ایران دانست. برخی از آثارش 1-رمان محمد داستان زندگی پیامبر اسلام نشر مدرسه ۱۳۸۸2-رمان قدیس درباره امام علی نشر نیستان ۱۳۹۱3-رمان اشکانه در موضوع دفاع مقدس نشر قدیانی ۱۳۸۴4-رمان ریشه در اعماق دفاع مقدس نشر ملک اعظم ۱۳۹۰
این کتاب یکی از کتاب های مجموعه کتاب تاریخ پهلوی است.مجموعه تاریخ پهلوی سلسله کتاب هایی است که نسل جوان کشور را با کارنامه ی برخی چهره ها و بخشی از جریان ها و رویدادهای آن دوره آشنا می کند و چگونگی پیدایی و شکل گیری و زوال پهلوی ها را برای آنان ترسیم می کند. جوانان ما ، با مطالعه این کتاب ها به پاره ای از دلایل خیزش فراگیر مردم علیه رژیم سلطنتی پی می برند و برخی از زمینه های وقوع انقلاب اسلامی را درمی یابند/این کتاب در کتابخانه موجود می باشد
عنوان کتاب :قصه های خوب برای بچه های خوب(قصه های قرانی )
نویسنده:مهدی آذریزدی
ناشر:امیر کبیر
سال نشر :1369
معرفی کننده:هانیه سرخوش
مهدی آذر یزدی نویسنده معروف داستانهای کودکان در سال ۱۳۰۱ در خرمشاه حومه یزد متولد شد .
در ۱۳۲۲ به تهران آمد و مقیم تهران گردید . تحصیلات او بیشتر در حوزه های علمی و دینی قدیم انجام شده است . قبل از آنکه به کار نگارش داستانهای کودکان به پردازد ، به مشاغل گوناگون و از جمله عکاسی و کتابفروشی اشتغال داشته است .
وی از سال ۱۳۳۶ با توجه به زمینه و مطالعات وسیع قبلی اش شروع به نوشتن داستانهای گوناگون برای کودکان نمود . وی با انتخاب سبک بخصوصی در تهیه و نگارش داستانهایش بصورت یکی از نویسندگان ورزیده و مطلع داستانهای کودکان در ادبیات معاصر ایران در آمده است .پنج کتاب در مجموعۀ «قصه های خوب برای بچه های خوب» و پنج کتاب کوچکتر در مجموعۀ «قصه های تازه از کتابهای کهن» انتشار داد .
قصه های قرانی جلد پنجم از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب می باشد که دارای 18 قصه قرآنی است. این قصه ها بیشتر شامل قصه های پیامبران است.
قسمتی از پایان داستان ابراهیم
بعد از اینکه آتش بر ابراهیم گلستان شد و خبر به همه جا رسید، شیطان می آمد مردم بی خبر و بی سواد و نادان را گیر می آورد و می گفت:« راستی که ابراهیم مرد بزرگی بود...» شیطان مانند همه ی فریبکاران این یک کلمه حرف حق را می زد برای اینکه صدتا حرف باطل به آن بچسباند. آن وقت می گفت:«بله، ابراهیم مرد بزرگی بود و آتش هم خیلی مقدس است و از همه ی خدایان مهمتر است. آتش حق و باطل را تشخیص می دهد. این بود که ابراهیم را نسوزانید.»
بعضی از مردم که قصه خلقت آدم را شنیده بودند، جواب می دادند:«حرفی که تو می زنی، حرف شیطان است، او هم به خلقت خودش از آتش مغرور شد و گفت آتش از خاک بهتر است و گمراه شد.»
شیطان می گفت:«ای بر شیطان لعنت! شیطان خودش بد بود. آتش که تقصیری نداشت، توی آدمها هم که از خاکند، بد و خوب هست، اما آتش روشنایی است و نور است و نور از خداست، آتش بود که قربانی هابیل را قبول کرد، آتش بود که بر ابراهیم
گلستان شد، در آخرت هم که گناهکاران را با آتش عذاب می کنند چونکه آتش آدم خوب را نمی سوزاند، اینها که دروغ نیست
آدم های نادان گول می خوردند و می گفتند:«راستی هم، یک چیزی هست.»
شیطان می گفت:«البته که هست: اصلا هرچه هست همین است، آتش خدای خدایان است، خود خودش است، من هم آتش را می پرستم ولی چون مردم عقل ندارند، عقیده ی خود را پنهان می کنم، من می دانم که هرکس بر آتش سجده کند، آتش او را نمی سوزاند همانطور که ابراهیم را نسوزانید







طالع نحس 2006، به زندگي يکي از سياست مداران امريکايي به نام رابرت تورن مي پردازد. داستان از آن جا آغاز مي شود که نوزاد رابرت در بيمارستان مي ميرد و او به توصيه کشيشي و براي اين که همسرش از خبر مرگ فرزندش دچار کسالت روحي و رواني نشود، سرپرستي نوزاد ديگري را بر عهده مي گيرد و نام او را ديمين مي گذارد . با بزرگ شدن ديمين، رفتارهاي عجيب او باعث مي شود مادرش نسبت به سلامت فرزندش شک کند. پرستار او در پنجمين سالگرد تولد ديمين خودکشي و جانش را به عنوان هديه جشن تولد، به ديمين اهدا مي کند.
«برنان»کشيشي است که ديمين را فرزند شيطان مي خواند و سعي در برملا کردن هويت واقعي فرزند خوانده رابرت تورن دارد. او بارها سعي مي کند از خطر فرزند شيطان براي خانواده بگويد، اما موفق نمي شود تا اين که همسر رابرت بر اثر اتفاق مرمروزي مي ميرد و پدر برنان درست پيش بيني مي کند.
رابرت که اينک دچار سردرگمي شده است، با عکاسي آشنا مي شود که ادعا مي کند در موقع ظاهر کردن عکس هاي گرفته شده از او و کشيش برنان به نشانه خاصي برخورد کرده است. تورن متقاعد مي شود فرزند خوانده اش انسان نبوده، بلکه فرزند شيطان است و او بايد آن را بُکشد.
براي فهميدن طريقه کشتن ديمين، به بيت لحم فلسطين اشغالي مي رود تا چاقوي مخصوص ذبح کردنش را از کشيشي بگيرد.
رابرت، ديمين را به کليسا مي برد تا به وظيفه اش عمل کند، اما موقع کشتن او، با خواهش هاي پسرش مواجه مي شود تا از کشتنش صرف نظر کند. با ترديد رابرت، پليس به کليسا مي رود و به او شليک مي کند و ديمين يا همان شيطان ، زنده مي ماند تا شايد طالع نحس ديگري ساخته شود.
طالع نحس به ارائه چهره اي مثبت از شيطان مي پردازد تا با هم ذات پنداري مخاطبينش ، آن ها را با شيطان يا همان ديمين در يک جناح قرار دهد تا جايي که وقتي رابرت مي خواهد فرزندش را در کليسا بکشد، تماشاگر با وجود اين که مي داند ديمين همان شيطان است و بايد کشته شود، اما براي لحظه اي با ديدن صورت معصومانه شيطان، مردد مي شود و دوست دارد رابرت از کشتن شيطان منصرف شود.
صحنه اي که رابرت تصميم به ذبح ديمين مي گيرد، اشاره به داستان حضرت ابراهيم (ع)دارد که به دستور خداوند متعال، اقدام به ذبح اسماعيل مي کند، اما به خواست خدا، اسماعيل به او برگردانده مي شود و از امتحان سربلند بيرون مي آيد. رابرت به عنوان پدر، تسليم فرمان خداوند و کليسا مي شود، اما چون لحظه اي در کشتن شيطان شک مي کند، در امتحان الهي شکست مي خورد و جانش را از دست مي دهد. در فيلم تلقين، نيروهاي مقدس و مذهبي که قصد مبارزه با شيطان را دارند، محکوم به شکست اند و شيطان پيروز خواهد شد.
مفهوم و القاي پيروزي شيطان بارها در فيلم تکرار شده است، مانند صحنه اي که عکاس قصد دارد از شيطان انتقام بگيرد و ديمين را بکشد، اما مي بينيم به واسطه تابلويي که روي آن نوشته شده يحيي، سر او قطع مي شود . حضرت يحيي (ع)پيامبري است که با مشاهده فساد در دربار پادشاه وقتش، اعتراض مي کند و به واسطه همين اعتراض، سر او قطع مي شود. فيلم با استفاده از اين صحنه به اين نکته اشاره مي کند که همان القاء و وسوسه اي که باعث شد سر يحيي قطع شود، هنوز هم براي شيطان باقي است و کسي نمي تواند در مقابل آن قرار گيرد و شيطان را به عنوان قدرت برتر معرفي مي کند.
وقتي رابرت براي پيدا کردن چاقوي مخصوص ذبح شيطان به سمت بيت الحم مي رود، در حقيقت قدم در آرماگدوني مي گذارد که همه اديان از جمله يهوديان ، مسيحيان و مسلمانان را نمايش مي دهد که تحت تسلط سربازان رژيم صهيونيستي محاصره شدند و در حقيقت اشاره به پيروزي اسراييل يا همان شيطان در آرماگدون نمايشي دارد. اين مفهوم با نمايش تصوير غروب آفتاب کامل مي شود تا بيان کننده غروب تمامي اديان در مقابل ابليس باشد و اين جعل تاريخ به وسيله هنر هفتم است.
در صحنه انتهايي فيلم مشاهده مي شود ديمين با رئييس جمهور امريکا کنار هم ايستاده اند تا مدفون شدن نيروي کليسا را مشاهده کنند.در اين صحنه ديمين مي تواند نمادي از اسراييل باشد که در سياست نفوذ کرده و رئييس جمهور امريکا را زير سلطه خود برده است. ديمين در اين صحنه، به صورت بچه اي است که ديگران نمي توانند او را ببينند، اما القاء ها و دستورات شيطاني او هدايت گر مسير ابليس(امريکا)خواهد بود.
لینک دانلودش رو قرار میدم هر کسی بخاد بخونه
کتاب همه نامها نوشته ژوزه ساراماگو کتابی که به تازگی مطالعه کردم همه نامها به روی جلدش که نگاه میکنی تصور میکنی کتاب ترسناکی هست من یاد رمان طالع نحس افتادم رمانی به شدت جالب و ترسناک اما وقتی شروع به خواندنش کردم دیدم هیچم ترسناک نیست همه نامها داستان مردی به اسم ژوزه هست که منشی بایگانی ثبت احوال هست نویسنده بطوری با جزییات و خوب فضای ثبت احوال رو شرح داده بود که ادم لذت میبرد پرونده های مرده ها عقب پرونده زنده ها جلو ادمایی که مردند پرونده هاشون رو پیدا میکنند و میبرند عقب و این فرایند تکرار میشه مدام و وای به روزی که پرونده ای گم بشه خیلی جالب توصیف کرده بود یک جورهایی داستان رفت و امد ادمها رو اونجا به خوبی احساس میکردند یکی متولد میشه یکی میره اقای ژوزه کارمند با انضباطی بود و یکم ترسو خونه اقای ژوزه کنار اداره بود اقای ژوزه تفریحش جمع کردن اطلاعات افراد معروف بود اقای ژوزه یک روز به خودش جرات داد و شب وارد بایگانی شد تا اطلاعات دقیق اون افرادرو از بایگانی پیدا کنه یک روز برحسب تصادف پرونده یک خانم که فرد مشهوری نبود لای پرونده ها پیدا میکنه کنجکاو میشه تا بدونه ماجرای زندگی این زن چی بوده از روز بعد کار آقای ژوزه میشه پیدا کردند اون خانم تو این مسیر ژوزه با افراد دیگری برخورد میکنه که هرکدوم قهرمان زندگی خودشون هستن از پیر زن گرفته تا بچه هشت ساله ژوزه بعد از چندین روز پلیس بازی اون زن رو در گورستان پیدا میکنه زن به دلیل یک سری مشکلات خودکشی کرده بود نویسنده خیلی خیلی زیبا تمام جزییات رو گفته بود توصیف گورستان توصیف مکان های دیگه حتی زیر زمین وووشاید یکم حوصله بخاد خوندن این رمان ولی اگر از توصیفات بگذریم چیزی از داستان کم نشه جای بسیار زیبای داستان جایی بودکه چوپان گورستان گفت من سنگ ادمهایی که خودکشی کردند رو متمایز از سنگهای دیگر میکنم تا حداقل در دیار باقی عذاب نکشند
کتاب کتاب جالبی هست کتاب بعدی دل سگ رو معرفی میکنم اون هم بشدت جالب هست مغز انسان با سگ عوض میشه
زیباسازی کتابخانه













این کتاب شاید تا به حالا به امانت هم نرفته باشه ولی ماجرای جالبی داره

کتاب بدشانس ماجرای رامین خداودوست هست مردی که قلبی پاک وعزت نفسی بی نهایت داره رامین حدود ده سال در آزمون های استخدامی زیادی شرکت می کنه ولی قبول نمیشه تا اینکه یک روز صبح مثل همیشه بلند میشه تا بره اداره برق برای گرفتن جواب آزمون از خواب که بلند میشه میره سر کمد تا شلوارش رو برداره بپوشه که با شلواری خیس روبه رو میشه و چون جز اون شلواری نداشته شلوار پدر زنش که خونه اونها بود رو میپوشه رامین به اداره میره و متوجه میشه که در استخدامی قبول شده به طرف اتاق رییس اداره که میره با آبدارچی برخورد میکنه و طی درگیری با آبدراچی شلوارش که گشاد بوده میافته و تمام کارمندها میخندند رییس اداره رامین رو به اتاق خودش میبره و رامین که شلوار رو با دست نگه داشته بود حین امضا شلوارش میافته ودر همین حین از ادراه کل بازرس میاد رییس برای اینکه رامین رو نببیند اونو به داخل کمد قایمش میکنه و با بازرس ها برای بازرسی به جنگل میرند رامین در کمد میمونه تا اینکه کارگر میاد و در کمد رو که باز میکنه رامین زمین میافته و چون به کارگر برخورد کرده بود اون کارگر سرش به لبه میز میخوره و بیهوش میشه رامین بعد کتک مفصلی که میخوره راهیه بازداشتگاه میشه به جرم دزدی شب در بازداشتگاه میمونه و صبح رییس بعد از شنیدن ماجرا به کلانتری میره و آزادش میکنه رامین مدتی زندگیش تقریبا در ارامش بود بخاطر خط زیباش خطاطی های اداره رو انجام میداد تا اینکه یک روز که داشت دیوار رو مینوشت زنبور پشت گردنش نیش میزنه و فرچش به لباس یک تازه داماد میخوره و واویلا میشه و برای خسارت اون مقداری از حقوق ماهان ش هم میره حالا از حقوق چیزی براش نمی مونه رامین به سختی زندگی میکنه طوری که شبهایی سر گرسنه بر بالین میگذارن و فشار زندگی باعث میشه خنده هم از یادش بره تا اینکه یک روز اون داماد با زنش میان اداره و میگند بخاطر اون اتفاق ارث عموی داماد بهش میرسه و ثروت رو مدیون رامین هستند و تمام پول رامین رو میدن بهش و رامین ترفیع هم میگیره و میشه کنتور نویس اداره تا میاد یکم بخاطر اتفاقات شاد باش بدشانسی باز شروع میشه اولین ماموریت میره روستا وارد روستا میشه یکی یکی کنتور ها رو مینویسه که درختی میافته روش و پشتشش زخمی میشه گل برار پیر مردی که باعث شده این اتفاق بیافته رامین رو به کلبش میبره تا مداوا کنه اونجا هم یک موش وارد شلوار رامین میشه و رامین اونقد بالا پایین میبره که شلوار پاره میشه پیراهن که نداشت پیر مرد هم کیسه ای بهش میده که روی ارگی بزاره تا نبینن که اون کیسه هم برای یک پدر و پسر بوده که ازشان دزدیده بودند رامین با کمک گل برار از این مصیبت هم خلاص میشه گل برار رامین رو به صندلی میبنده تا بکشه میگه تو ادم بدشانش برای اطرافانت فقط مصیبتی بمیری بهتره رامین احساساتش رو تحریک میکنه و گل برار ماجرای رعد و برقی که به خونش میخوره و همه چیزش رو از دست میده رو تعریف میکنه و از شدت گریه بیهوش میشه رامین فرار میکنه صبح روز بعد با زخمهای رو سرو صورت به ادراه میره و ماموریت بعدی که در این ماموریت هم همه چیز خوب پیش میره تا اینکه به خونه زن ناشنوا میرسه و اونجا اب کثیفی به سرش میزه زن ناشنوا و لباسش کثیف میشه اما اتفاق بد تو ماموریت سوم میافته سوار ماشین میشه که بره روستای مورد نظر چون ماشین پر بوده جلو کنار یک مرد چاق میشینه و تو راه روستا یک دفعه در ماشین باز میشه و به پیرون پرت میشه ولی اتفاقی براش نمیافته تا اینکه تو روستا وقتی داشت کنتور یکی رو مینوشت زنبورها بهش حمله میکنند و رامین حین افتادن به زمین صورتش به پرچین هام گیر میکنه حالا صورتی که زنبور زده و زخمی هست رو تصور کنید این طور به خونه میره و شهین زنش نمیشناسه و فریاد میزنه و این دفعه به جرم دزدی به بازداشتگاه میره پدر زنش هم که میفهمه نامه ای به دادگاه مینوسه برای طلاق گرفتن دخترش از رامین رامین هر چقد ماجرا رو تعریف میکنه کسی بارور نمیکنه صب روز بعد رییس ادراش میاد و با رییس کلانتری میرن محلشون و مطمئن میشند که حرفای رامین درسته رامین ازاد میشه ولی همه چیزش رو ازد دست داده و امیدی نداره رامین شبهام تو ادراه میخابه تا اینکه یک روزی رییس ادراش برگه بهش میده امضا کنه رامین فکر میکنه برگه برای اخراجش هست نخونده امضا میکنه رییس میگه بخونش و یک امضای دیگه بکن میخونه یک عدد منزل مسکونی با وسایل که تو قرعه کشی برده بود رامین باز خوشحال نمیشه خونه بدون زن و بچه به چه دردش میخورد کلید رو میگیره و با امید به خدا و وعده وعید رییس اداره که زنش رو بر میگردونه به طرف خونه میره در رو که باز میکنه پسرش به طرفش میاد و بعد زنش رو میبینه در همین حین و شکر و عذرخواهی ها اون داماد هم میاد و یک ماشین برای رامین میاره حالا رامین هم خونه داره هم ماشین
ماجرای رامین صداقتش .صبوریش و وجدان کاریش من رو یاد این متن میندازه
فقط برای امروز کارم را صادقانه انجام خواهم داد
خشمگین نخواهم شد
نگران نخواهم بود
بهترین هارا فکر خواهم کرد
خیرخواه جامعه ام خواهم بود
برای تمام تمام لحظات زندگیم با یاد خدا خواهم زیست
برای تمام برکات و عنایات خدا سپاسگزار خواهم بود
چشم انتظاری تو
واژه واژه سپیدم کرد
وسایه سیاه چشمانت هنوز
آوارگی هایم را
هاشور می زند
چه برگردی چه برنگردی
سپیدواره های دلم ادامه دارد


| رديف | اسم كتاب | نويسنده | ||
| 1 | گل موسي | حامد حجتي | ||
| 2 | نگاهي بر زندگاني حضرت فاطمه معصومه (س) | غلامرضا حيدري ابهري | ||
| 3 | فروغي از كوثر | الياس محمد بيگي | ||
| 4 | بانوي ملكوت | آية الله كريمي جهرمي | ||
| 5 | عنايات معصوميه از زبان خادمين آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) | محمد علي زيني وند | ||
| 6 | الطريق الي خراسان (عربي) | كمال السيد | ||
| 7 | تجلي كوثر در حضرت فاطمه معصومه (س) | مؤسسه كوثر ولايت | ||
| 8 | حضرت معصومه (س) فاطمه(س) دوم | محمد محمدي اشتهاردي | ||
| 9 | نگين قم | جوادمحدثي | ||
| 10 | زندگاني کريمه اهل بيت (س) | علي اکبر مهدي پور | ||
| 11 | کرامات معصوميه (س) | علي اکبر مهدي پور | ||
| 12 | وديعه آل محمد فاطمه معصومه (س) | محمد صادق انصارى زنجانى | ||
| 13 | نظرة الى حياة السيدة فاطمة المعصومة | غلامرضا حيدرى ابهرى | ||
| 14 | خاطرات آيت الله مسعودي خميني | جواد امامي | ||
| 15 | مجموعه رسائل | به کوشش جمعي از نويسندگان | ||
| 16 | شناختنامه حضرت فاطمه معصومه (س) | علي اکبر زماني نژاد | ||
| 17 | دفتر عقل و قلب | احمد عابدي | ||
| 18 | همگام با زائران عارف | علي اشرف عبدي | ||
| 19 | فاطمه معصومه (س) و تارخ و فرهنگ قم | علي صدرايي خويي | ||
| 20 | فهرست کتابهاي چاپ سنگي کتابخانه آستانه | علي صدرايي خويي - ابوالفضل حافضيان | ||
| 21 | کتاب شناسي قم و کريمه اهلبيت (ع) | مهدي رضواني پور | ||
| 22 | مقاله شناسي قم و کريمه اهلبيت (س) | مهدي رضواني پور | ||
| 23 | مجموعه مقالات (جلد اول) | گروهي از نويسندگان | ||
| 24 | مجموعه مقالات (جلد دوم) | گروهي از نويسندگان | ||
| 25 | مجموعه مقالات (جلد سوم) | گروهي از نويسندگان | ||
| 26 | مجموعه مقالات (جلد چهارم) | گروهي از نويسندگان | ||
| 27 | حرم اهلبيت (ع) خاستگاه انقلاب اسلامي | محسن اسماعيلي | ||
| 28 | آيت الله حائري و تحولات سياسي، اجتماعي | ذکرالله محمدي | ||
| 29 | زيور هستي | علي نعيم الدين خاني - زهرا اردستاني - حوريه عظيمي | ||
| 30 | جغرافياي تاريخي هجرت حضرت فاطمه معصومه (س) | سيد عليرضا سيد کباري | ||
| 31 | نگرشي به زيارت نامه حضرت فاطمه معصومه (س) | محسن رفيعي - معصومه شريفي | ||
| 32 | گوهر قم | سيد مرتضي سيفي | ||
| 33 | پرتوي از روي دوست(کرامات حضرت فاطمه معصومه (س) در کلام علماي دين | اسماعيل کرمانشاهي | ||
| 34 | مشک فشان اشعار علما و بزرگان در باره حضرت فاطمه معصومه (س) | مهدي محمدبيگي | ||
| 35 | ستايشگران کوثر قم | منوچهر حق گو | ||
| 36 | تاريخ متوليان آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه (س) | حميد رضايي | ||
| 37 | فلسفه بست و بست نشيني | غلامعلي عباسي فردويي | ||
| 38 | رواق عصمت | سيد علي حسيني | ||
| 39 | شرح و بررسي قصيده معجزيه | سيد جعفر موسوي | ||
| 40 | المواقف النقدية الادبية لائمة المعصومين | محمد حسن المعصومي البهبهاني |
لیست کتابهای تازه رسیده به کتابخانه پریخان
بالاخره
دعاها و نق زدن های اعضای کتابخونه جواب داد بعد زمانی بسیار بسیاری طولانی کتاب به کتابخانه ما رسید شکر خدا
از مسئول امور کتابخانه های استان بی نهایت بی نهایت و بی نهایتتتتت ممنونیم و از رییس شهرستان که پیگیری هاشون بالاخره جواب داد و کتاب های شدیدا جالب به کتابخونه ما رسیده شور و شوق و ذوق اعضا وصف ناپذیر هست به طوری که الان فقط ده کتاب در امانت نیستند از کتابهای تازه رسیده یکی میبره فردا میاره اون یکی میبره دیروز یکی از اعضا کتاب اکبر کاراته واسانسور رو پشت قفسه کتاب قایم کرده بود که مبادا کسی ببره و نتونه امروز امانت بگیره چون دیروز پنج تا کتاب برده بود کتاب های نورسیده حال و هوای دیگه ای به کتابخونه دادن هر چند اونقدر اعضا عجله داشتند برای امانت گرفتن که بنده رو مجبور کردند در یک روز تمام هفت خان آماده سازی کتابها رو پیاده کنم منو یک کارتن کتاب به دست و راه خونه بعد فرداش منو یک کارتن کتاب و راه کتابخونه تقریبا 9شب تموم شد سخت اما شیرین تازه این کتابها باعث جذب عضو هم شده سه تا عضو گرفتیم بخاطرشون
خدایا شکرت


کلاس کاردستی مورخ ده مرداد 95





نمایشگاه نقاشی مثل های کتاب قصه ما مثل شد









برگزاری مسابقه نقاشی از کتاب قصه ما مثل شد در بین اعضای کودک کتابخانه
نمایشگاه مثل های ایرانی نیز با نقاشی های این کودکان که حدود 30نقاشی می باشد برگزار میگردد./





معرفی کتابهای طرح کتاب ماه در کتابخانه

معرفی بخشهای کتابخانه میرزا قاسم پریخانی











اینم از بنیامین
کوچکترین عضو و در عین حال غیر قابل کنترل ترین عضو که فقط برای گرفتن عکس بی حرکت ایستاده

اینم نقاشیش بنیامین کوچولو دیروز نقاشیش پاره کردم امروز سراغش میگرفت قول دادم نقاشیش نگه دارم پس میزارم اینجا تا همیشه محفوظ باشه و گم نشه

بازی بی نقطه یک نقطه


معرفی کتاب خورشید می ماند
نوشته کامران پارسی نژاد
کتاب «خورشید می ماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است.
شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا از قرن هفتم هجری به بعد تلاش های چشمگیری داشته است. داستان با کودکی شیخ در مکتب خانه، ورق می خورد و با غروب زندگی او به سرانجام می رسد؛ اما خورشید می ماند.
مقدمه بسیار کوتاه کتاب، نقل قولی از ملا محمدتقی مجلسی است که در آن آمده است: «بهاءالدین استاد کسی است که از وی استفاده نمودم، بلکه همچون پدری بزرگوار بود. او در زمان خود شیخ الطائفه و جلیل القدر و عظیم الشأن بود و حفظی بسیار داشت. من کسی را مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و مقام عالی در زمان خود ندیدم.
وی دارای کتب نفیس است که از جمله آن ها حبل المتین و مشرق الشمسین است، بلکه این شرح فقیه هم از فوائد اوست. من او را در خواب دیدم که فرمود چرا مشغول نمی شوی به شرح احادیث اهل بیت (ع)؟ گفتم این کار شماست، فرمود زمان ما گذشت. مشغول باش و یک سال مباحثات را ترک کن تا آن را تمام کنی.»
معرفی کتاب قصه ما مثل شد
نوشته محمد میرکیایی

ایران سرزمین قصههای خواندنی و دلپذیر است که از روزگاران گذشته به یادگار ماندهاند. قصههای شیرین و شنیدنی از سرگذشتها و زندگینامههایی که همواره طعم و مزهی دیگری داشته و دارند، قصههایی که بسیاری از آنها مثل شدهاند، ... با این حال هیچکس نمیداند، قصهی این مثلها از کجا آمدهاند. به هر حال برخی از آنان روایتهای واقعی از زندگی بزرگان و برخی از آن از روایات و اشعار ادیبان کهن ایران زمین و برخی دیگر از دهان مادربزرگها و پدربزرگها نسل به نسل نقل شده است.
کتاب «قصه ما مثل شد» که توسط محمد میرکیانی نگاشته و محمدحسین صلواتیان تصویرگری آن را بر عهده داشته نخستین بار در سال 1384 توسط به نشر در قطع وزیری کوتاه به چاپ رسید و تاکنون 13 نوبت به چاپ رسیده است. در مجموعهای که در سال 1386 عنوان کتاب برگزیده سال را نیز دریافت کرده، تعداد 110 قصه از قصه مَثلهای فارسی برای نوجوانان به زبان ساده و روان گردآوری و بازنویسی شده است.
برای نگارش این مجموعه فاخر از منابعی همچون مثنوی معنوی، گلستان و بوستان سعدی، کلیله و دمنه، مرزباننامه، اسرارنامه، امثال حکم و الهینامه استفاده شده است. بیشک داستانهای کوتاه و خواندنی با زبانی ساده و روان همراه با تصویرگری جذاب، این مجموعه را به کتابی دوست داشتنی برای هر نوجوان ایرانی تبدیل خواهد کرد.
کتابهای کتابخوان ماه مرداد
